عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

338

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

راز " محمود شبسترى متوفى 720 ه / 21 - 1320 م ، كلمات : مى محبوب ، كفر ميخانه ، ترسابچه و نظاير آن معانى صوفيانه و مجازى پيدا كرد و در قبال اهل شرع باب تاويل كاملا گشوده شد « 1 » . تصوف از سويى بين طبقات بالا به طرز علمىترى رواج يافته بود و سرگرم اشاعهء اين پستى و خوارى بلكه ابداع آن بود ، از سوى ديگر همان تصوف بين تودهء مردم و روستائيان به شيوهء غير علمى و به صورت گروهى و در لباس نوعى مذهب در حال گسترش بود و براى گروه اخير يك مايهء تسلى و يك وسيلهء خوشى به شمار مىرفت . با تمايلات باطنى احكام شريعت را تاويل مىكرد و در ضمن به تلقين اين مطلب مىپرداخت كه زن هرگاه به شيخى انتساب يابد ، جزو اخوان به حساب مىآيد . بدين‌سان تشكيل مجالسى را كه در آن زن و باده يافت مىشد ، مجاز مىشمرد . بر سر لوحهء اعتقادات فوق ، اين عقيده جا داشت كه كسانى كه در قرآن از برترى آنان سخن رفته ، مردان نيستند ، بلكه افرادى حائز آن برترى هستند كه صفات كمال را دارا باشند . چنان كه مىتوان بين مردان كسانى را يافت كه بدين مقام نرسيده‌اند ، ميان زنان نيز افرادى هستند كه اين مقامات را طى كرده و به وصال كمال رسيده‌اند و بدين ترتيب از مردان گوى سبقت ربوده‌اند . بنابراين تصوف علاوه بر آن نكات منفى كه بدانها اشاره كرديم ، اين تاثير مثبت را نيز مخصوصا بين مردم عادى و طريقتهاى باطنى بر جاى گذاشت . در تصوف ، اگر مخفيانه هم باشد - بين اخوان طريقت ، زنان نيز در مجالس صوفيانه راه داشتند . به همين دليل پس از دوره‌هاى نخستين اسلام ، ديگر به زنانى نمىتوان برخورد كه پا به جاى پاى علماى شرع گذاشته باشند ، برعكس ميان اهل تصوف به زنان زيادى برمىخوريم كه حتى مورد احترام مردان واقع شده‌اند « 2 » افزوده شود . اگرچه مولانا صوفى عامه نبود و تصوف عاميانه به كار نمىبست ، ولى بينش آزاد و متعالى و محبت پراحاطهء او بر مردم و مخاطب قرار دادن مردم با زبان

--> ( 1 ) گلشن راز ، شيخ محمود شبسترى ، به تصحيح قربانعلىزاده ، 1972 . ( 2 ) به صفحات آخر نفحات الانس جامى نگاه كنيد .